امتیاز مدرسه ی ما (سر مقاله شماره 2)
نویسنده: سید مجتبی جواهری
اگر دقت کرده باشید قطعا متوجه خواهید شد در بین طلبه ها عده ایی هستند که ظاهر مقدسی دارند. نوع راه رفتن ، سلام کردن، نماز خواندن، نگاه کردن و ... . رعایت آداب نزد آن ها بسیار مهم است گاهی به خاطر خلاف احتیاط و یا انجام مکروهی ترش رویی و پرخاش می کنند، اهل حدیث و حفظ قرآن هم هستند و برای ادای مراسمات دینی اهمیت و ارزش فراوانی قائل هستند. از لحاظ اجتماعی روابط گرمی ندارند، حداکثر با دوستان خود رفت و آمد می کنند. در مجموع خیلی دلچسب نیستند و مجالست با آن ها برای انسان، شیرین و گوارا نیست. این منش برای آن ها یک وجهه ایی ترسیم می کند که در مرور زمان رفتار دیگران با ایشان تغییر می کند. در جمع طلبه ها گاهی این افراد به عنوان امام جماعت معرفی می شوند چرا که دیگران، آن ها را به عنوان یک طلبه ی با تقوا می شناسند. شهرت پیدا کردن به تقوا انسان را در شرایط خطرناکی قرار می دهد که ممکن است او را دچار تحلیل های غیر واقعی از خود کند. رضایت از شرایط موجودِ خویش جز غفلت، حاصل دیگری برای او ندارد. این افراد ظاهرا تمام تکالیف از واجبات و محرمات تا مکروهات و مستحباتِ مختلف را رعایت می کنند، حتی اهل نماز شب هستند ولی همانطور که گفتم در مجموع انسان، رغبتی ندارد با آن ها نشست و برخاست کند.
از طرف دیگر بسیار پیش آمده که با یک جانباز یا آزاده هم کلام شده ام و با این که سواد چندانی نداشته و نسبت به بسیاری از آداب بی اطلاع بوده ولی چنان خلوص و پاکی در حضور او محسوس است که خاطره ی این ملاقات، سال ها در ذهن انسان می ماند. تواضع او تصنعی نیست، کلامش صادقانه است. اگر احترام می گذارد واقعا اعتقاد دارد و اگر عصبانی می شود به خاطر خودش نیست. ممکن است او به انجام واجبات و ترک محرمات اکتفا کرده باشد ولی صفایی دارد که در خیلی از مقدسین و متعبدین وجود ندارد.
هردوی این نمونه ها؛ میوه هایی است که تفاوتشان ریشه در قرائت های مختلف از اسلام دارد. در این بین سوالاتی وجود دارد که با توجه به پاسخ آن ها، روش های دینداری مختلفی ارائه می شود. یکی از این سوالات این است: غایت احکام و دستورات دین چیست؟
بسیج به معنای اعمش یک روش دین داری است. این روش، مقتضای یک قرائت خاص از انسان و هستی و در واقع از اسلام است. در این اندیشه تکلیف، زحمتی است که انسان به جان می خرد تا بازوان روح خود را تقویت کند نه این که در آخر به او اجرت دهند. خاصیتی در این زحمت وجود دارد که نفس را تربیت می کند وگرنه نماز خواندن برای زن های بهشت (*) فضیلتی محسوب نمی شود. حتما با حوصله پاورقیِ سرمقاله را بخوانید تا نگاه عمیق نویسنده آن را به پاسخ این سوال بیابید. او همان است که صاحب مکتب بسیج است و آرزو کرد با بسیجیانش محشور شود.
اگر با دقت شماره ی قبل را مطالعه کرده باشید در سرمقاله، پرسشی را مطرح کردم که شماره ی دوم نشریه با تمام طول و عرضش در صدد پاسخ به آن سوال است. به همین خاطر "بسیج" را به عنوان پرونده ی ویژه ی این هفته انتخاب کردیم. خوشبختانه این مدرسه با تمام کاستی هایش نعمتی دارد که به هر امتیاز دیگری می ارزد و آن جریان اندیشه امام خمینی (قدس سره) در ساختار مدیریتی و بدنه ی علمی مدرسه است و البته بسیج مدرسه نیز در این چند سال از آن بی بهره نبوده. کوچکترین گفت و گو در این فضا با فرمانده بسیج مدرسه حجت الاسلام غنی زاده، حجت را برای تصدیق این مدعی تمام می کند. تشخیص و رد یابی این اندیشه، نیازمند حساسیت های علمی نسبت به جریانات مختلف معرفتی در محیط قم و تشیع است. ممکن است عده ایی سالها در فضای حوزه حضور داشته باشند ولی با مدل های گوناگون تربیتی و ریشه های معرفتی آن آشنا نشوند گو این که طلبه های مختلفی در مدرسه حضور دارند و نسبت به این اندیشه بی تفاوتند. همانند سال 1359 که با آغاز جنگ تحمیلی، تقریبا بیست میلیون جوان در ایران زندگی می کردند ولی همه ی آن ها به جبهه ها نرفتند و از آن ها که رفتند همه شان جان بر کف نبودند.
مصاحبه ایی که در این شماره می خوانید همان گفت و گوی کوچکی است که حجت را برای تصدیق تمام می کند. لازم است از وقتی که حجت الاسلام غنی زاده برای نشریه فاز پنجم گذاشتند، تشکر کنیم. برای ایشان آرزوی سلامتی و طول عمر داریم.
* پاورقی:
نماز که معراج قرب الهى است ما به جا مىآوریم براى قرب به زنهاى بهشت! ربطى به تقرب حق ندارد، مربوط به اطاعت امر نیست، با رضاى خدا هزاران فرسنگ دور است.
اى بیچاره بیخبر از معارف الهیه که جز اداره شهوت و غضب خود چیز دیگر نمىفهمى، تو مقدس مواظب به ذکر و ورد و مستحبات و واجبات و تارک مکروهات و محرمات و متخلق به اخلاق حسنه و متجنب از سیّئات اخلاق، در ترازوى انصاف بگذار کارهایى را که مىکنى از براى رسیدن به شهوات نفسانى و نشستن بر تختهاى زمردین و هماغوش شدن با لعبتهاى شوخ و شنگ بهشتى و پوشیدن لباسهاى حریر و استبرق و سکنى کردن در قصرهاى نیکو منظر و رسیدن به آرزوهاى نفسانى، آیا باید اینها را، که تمام براى خودخواهى و پرستش نفس است، به خدا نسبت داد و پرستش حق دانست؟ آیا شما با عملهاى که براى مزد کار مىکند چه فرقى دارید که اگر او بگوید من محض صاحب کار این عمل را کردم، او را تکذیب مىکنید؟ آیا شما دروغگو نیستید که مىگویید نماز مىکنم براى تقرب به خدا؟ آیا این نماز شما براى نزدیکى به خداست، یا براى تقرب به زنهاى بهشت است و رسیدن به شهوات است؟ ... (شرح چهل حدیث- امام خمینی (رحمه الله علیه) صفحه ی 73)
- ۹۲/۰۹/۱۲