تبلیغ برای من (سرمقاله)
نویسنده: سید مجتبی جواهری
هر طلبه ایی پس از چند سال که از عمر طلبگی اش گذشت حتما به مسئله ی تبلیغ می اندیشد. و در پی آن باید برای ملبس شدن و منبر رفتن و روضه خواندن هم فکری بکند. منشا تصمیم و عزم برای تبلیغ در هر فردی متفاوت است. حتی ممکن است خود او به علت حقیقی تصمیمش آگاهی نداشته باشد. آنچه من می خواهم بصورت کوتاه و دراین چند خط بررسی کنم دیدگاه های مختلفی است که در این باره وجود دارد.
دیدگاه اول این است که طلبه از همان سالهای آغازین ورود به حوزه باید خود را برای تبلیغ آماده کند. اساسا افق و غایت حوزه غیر از تبلیغ نیست فلذا طلبه باید تمام همت خود را بکند تا بتواند هرچه بهتر این وظیفه را امتثال کند. با این نگاه همین که طلبه توانست به محیط پیرامونش منفعتی برساند نباید از آن دریغ کند و به آن بی توجهی کند . دیدگاه دیگر که البته قائلین کمتری نسبت به دیدگاه قبلی دارد معتقد است از آن جا که اولویت اول طلبه درس است پس تا درس او تمام نشده به هیچ وج نباید در این عرصه وارد شود و وقت خود را صرف آن کند دیدگاه سومی وجود دارد که ملاک آن تکلیف است منتهی این تکلیف و وظیفه غیر از وظیفه در دیدگاه اول است . مغالطه ایی در دیدگاه اول وجود دارد و آن خلط بین تبلیغ به عنوان افق و غایت حوزه و تبلیغ به معنای خاص که در ماه محرم و ماه رمضان معنا پیدا می کند. تبلیغ یک معنای وسیعی دارد که مراجع عظام تقلید نیز که در قله ی حوزه های علمیه هستند در آن معنا به عنوان مبلغ دین بشمار می آیند آن معنا افق و غایت حوزه است نه لزوما تبلیغ به معنای خاص منبر رفتن و کلاس داری کردن و ... که البته در مراتبی این موارد نیز شامل تبلیغ می شود. برای تحلیل در این فضا لازم است به این نکته متذکر شوم که با توجه به عوامل موثر در این تصمیم، نسخه ی هر فرد از دیگری جداست. ما نیز در این مقاله به دنبال صدور یک حکم برای تک تک افراد نیستیم و تنها به بیان یک سری آفات اکتفا می کنیم.
در دیدگاه اول یک نوع جوزدگی و توهم تاثیر وجود دارد که در مواردی با آمارهای کمّی و پر زرق و برق همراه است چرا که وقتی طلبه از همان سطوح پایین و با تربیت ناقص و توشه ناچیز وارد محیط تبلیغی می شود با این حال جامعه ی وقت را از خود و دغدغه های خود بسیار عقب تر می یابد این را بگذارید کنار عزت و احترامی که در آن محیط برای او می گذارند همه دست به دست هم می دهند که او نسبت به شرایط خود متوهم شود و به فکر تربیت انسان های اطراف خود بیفتد.خواندن چند روایت و داستان برای بچه های دبستانی و راهنمایی و دبیرستانی در زنگ ورزش و حتی تجربه ی پوشیدن لباس روحانیت بدون داشتن ثبات شخصیت و ایجاد یک سری محکمات شخصیتی آسیب های جدی برای خود او دارد. در بسیاری از موارد طلبه ها برای ایجاد تعادل در روحیه و زندگی طلبگی خود، دست به دامان تبلیغ می شوند در حالی که طلبه باید در حالت تعادل تبلیغ را انتخاب کند تا دچار آفتهای آن نشود. پدیده ای که امروزه اصطلاحا به آن نهال کشی در حوزه علمیه می گویند ریشه در همین انتخاب های عجولانه دارد.
بسیاری از کمبودهای فردی با تبلیغ فراموش می شود و بر روی آن سرپوش گذاشته می شود. تا به حال به این نکته دقت کردید که چرا رفتن به روستاهای دور افتاده و یا مدارس محروم طرفداران بیشتری در بین مبلغین سطح یک دارد؟ در آن محیط طلبه به هیچ وجه به فکر کم کاری ها و ندانستن های خود نمی افتد چرا که حتی اگر فقط در فضای حوزه ی علمیه حضور داشته باشد می تواند برای مردم روستاها به راحتی سخنرانی کند و به آن ها نکات آموزنده یاد دهد.
همه ی آنچه از آفات تبلیغ برای شخص مبلغ بیان شد دلیل بر بی اهمیتی فعالیت های مبلغین نیست و صرفا برای آسیب شناسی این موضوع مطرح شد. مهمترین پرسشی که پاسخ آن می تواند نقطه ی عطفی در زندگی طلبه باشد این است که: اچگونه می توان با توجه به تکلیف بستر را برای تربیت نفس خویش مهیا کرد؟ تبلیغ پس از این که به عنوان تکلیف تشخیص داده شد باید به گونه ایی انجام شود که مقدمات تربیت نفس خویش را فراهم آورد گو این که رزمندگان هشت سال دفاع مقدس ما ظاهرا برای دفاع از آب و خاک جنگیدند ولی در دل خویش به دنبال بریدن از تعلقات و تمنیات دنیوی بودند بطوری که حضرت امام خمینی (قدس سره) در منشور روحانیت ایشان را این گونه وصف می کنند:
سلام بر حماسهسازان همیشه جاوید روحانیت که رساله علمیه و عملیه خود را به دم شهادت و مرکب خون نوشتهاند و بر منبر هدایت و وعظ و خطابه ناس از شمع حیاتشان گوهر شبچراغ ساختهاند. افتخار و آفرین بر شهداى حوزه و روحانیت که در هنگامه نبرد رشته تعلقات درس و بحث و مدرسه را بریدند و عقال تمنیات دنیا را از پاى حقیقت علم برگرفتند و سبکبالان به میهمانى عرشیان رفتند و در مجمع ملکوتیان شعر حضور سرودهاند. سلام بر آنان که تا کشف حقیقت تفقه به پیش تاختند و براى قوم و ملت خود مُنذران صادقى شدند که بند بند حدیث صداقتشان را قطرات خون و قطعات پاره پاره پیکرشان گواهى کرده است... .
در اولین شماره ی "فاز پنجم" مقالات مختلفی را از طلاب مدرسه می خوانید که با توجه به نگاه خود، این موضوع را تحلیل کردند. در این شماره باید از حجت الاسلام عرفانی و حجت الاسلام قابشی به خاطر وقتی که برای ما گذاشتند تشکر کنیم برای ایشان آرزوی سلامتی و طول عمر داریم.
- ۹۲/۰۹/۰۵