1200ساعت منبر در شش روز (در گفتگویی با حجت الاسلام عرفانی)
تنظیم از: مهدی کهن
حجت الاسلام عرفانی معاونت تبلیغ مدرسه و مسئول دبیرخانه مدرسه شهید صدوقی فاز 5 تبلیغ را از سال 90 شروع کردند و با تجربیات ارزنده ایی توانستند روشی را در تبلیغ ابداع کنند تا بتواند بازدهی یک مبلغ را در طول یک دهه محرم بالا ببرد. ایشان با تشکیل یک گروه تبلیغی- جهادی روشی را اتخاذ کردند تا طلاب بتوانند به جای 10 ساعت منبر در دهه محرم 30 ساعت منبر مفید بروند. در این روش به جای استفاده از منبر مساجد که گاهی توسط روحانیون بومی تصاحب می شود و یا بوسیله ی عدم بلاغت در سخن مخاطب خود را از دست می دهند، از صندلی کلاس و گچ و تخته استفاده کردند. استاد عرفانی معتقدند اگر طلبه به همراه تقوا و علم دارای جذابیت درتبلیغ باشد می تواند کاری کند تا مخاطب بعد از چند روز تبلیغ ارتباط خود را با مبلغ حفظ کند. ایشان استفاده از مدارس را یک مزیت می دانند، زیرا بیشتر شبهه افکنی های دشمن به طرف نوجوانان و جوانان است و با حضور طلاب در مدارس می توان ذهن آن ها را از این شبهات پاک کرد.
متن زیر گفت گوی هشتاد دقیقه ایی با ایشان در دفتر کار ایشان است. از آنجایی که ایشان به خوش رویی در مدرسه معروف هستند درخواست ما برای مصاحبه را نیز با روی خوش پذیرفتند.
ضمن قبولی طاعات و عبادات حضرتعالی و همچنین ایام محرم اگر برایتان مقدو ر است کمی از گروه تبلیغی حضرت علی اصغر بگویید و این که چه تعداد از طلاب این مدرسه در این گروه هستند؟
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده هم از خداوند می خواهم عزاداری های همه دوستان را مورد قبول حضرتش قرار دهد. سال 90 بود که ملبس شدم و فعالیت های تبلیغی را شروع کردم، گروه تبلیغی جهادی حضرت علی اصغر(ع) در ماه مبارک رمضان سال 90 از یک نفر در شهرستان تالش شروع شد و محرم همان سال گروه از یک نفر به پنج نفر ارتقا ، که هشت مدرسه و پنج مسجد را پوشش داده شد. تجربه ی خوبی به دستمان آمد،که همین امرامیدوار کرد تا این کار را ادامه دهیم. سال 91 از گروه آل یاسین دعوت کردیم نزدیک به سی نفر نیرو در شهرستان تالش مستقرکنند. بعد محرم سال 91 این گروه را به چهل نفر ارتقا دادیم . که در این ماه نزدیک به 70 درصد مدارس شهرستان تالش را با 40 مبلغ جهادی پوشش دادیم . یعنی هم مناطق شهرنشین و هم مناطق روستا نشین (مدارس سنی و شیعه مشترک است ). ما از مساجد گذشتیم و تخصصا وارد مدارس شدیم. نتایج خیلی خوبی به دستمان آمد 15 نفر از این مبلغان از مدرسه صدوقی فاز پنج بودند که خیلی هم موفق بودند انصافا هم زحمت کشیدند . ابداعات و خلاقیت های خیلی خوبی داشتند. با وجود مانع تراشی هایی که در کارمان توسط برخی مسئولین شهرستان صورت گرفت ولی به فعالیت ها ادامه دادیم و در ارزیابی هایی که رابطین ما داشتند اکثریت مردم راضی بودند. از اهل سنت پدری نزد رئیس آموزش و پروش آمده بود می گفت: این حاج آقاها از کجا آمدند این ها به بچه ی من یاد دادند که پای مرا ببوسد دست مرا و مادرش را ببوسد و احترام خاصی می گذارد. این ها را از مدارس یاد گرفته اند. ما در راهنمایی و دبیرستان فعالیت داشتیم. خب این ها نکاتی بود که ما را دلگرم می کرد.
چرا مدارس را برای تبلیغ انتخاب کردید؟
ما یک محاسبه ایی کردیم به این صورت که اگر فرضا مبلغ در یک دهه محرم قصد منبر رفتن داشته باشد در این ده روز تنها ده ساعت می تواند منبر برود و سخنرانی کند چرا که معمولا در روز یک منبر یک ساعته می روند. ولی اگر ما 40 مبلغ را به شهرستان ببریم، آن ها از هفت صبح حرکت می کنند و هشت صبح وارد مدارس می شوند تا ساعت یک بعد از ظهر پنج ساعت کلاس می روند. من 5 رو ضرب در 40 می کنم چقدر می شود؟ روزانه این دوستان 200 ساعت کلاس می روند. من این 200 روز را ضرب در 6 روز تحصیلی که مدارس باز هستند می کنم. نتیجه می شود 1200 ساعت منبر. آیا این 1200 ساعت بهتر است یا ده ساعت؟ کدامیک خروجی بیشتری دارند؟ مخاطبین در یک مسجد 200 نفر است اما مخاطبین مدارس ما 36000 نفر هستند. این آمار بسیار بالایی است. علت این که ما مدارس را انتخاب کردیم همین بود و ثانیا درکلاس درس25 تا دانش آموز است که اگر ابداع و خلاقیت داشته باشید همه حرفهایتان را گوش می دهند. در مواردی بود که عبای روحانی ما را می کشیدند و اصرار می کردند که کلاس در زنگ تفریح هم برقرار باشد. چون در آنجا حرف از بین نمی رود، هدر نمی رود، حرف آنجا زنده می شود. و اگر در مدارس خوب کار شود مخاطبین مساجد هم زیاد خواهند شد . البته این دلائل فقط از باب اهمیت تبلیغ در مدارس است اثبات شیء نفی ماعدا نمی کند.
کیفیت فعالیت تبلیغی در مدارس چگونه است؟
این کمیتی که عرض کردم 1200 ساعت در واقع حاکی از کیفیت است، چون 1200 ساعت کلاس مفید است و هیچ کس نمی تواند ساعت های تعیین شده را به کلاس نرود همه ملزم هستند که شرکت کنند فلذا این حضور منجر به جذب نوجوان می شد و انصافا هم همه شان پای صحبت ها می نشستند. دلیلش همگام بودن مبلیغن اعزامی با نوجوانان و جوانان و وجود مهارت جذب بود.
چگونه کیفیت فعالیت های تبلیغی را ارزیابی می کنید؟
مثلا از مدیران مدارس. شما حساب کنید چهل مدیر بگویند از مبلغین اعزامی راضی بودند، این نشان از کیفیت نیست؟! آیا کیفیت غیر از این است که در مواردی دانش آموزان در طول سال با مبلغین تا قم آمده اند هنوز در قالب اس ام اس و ایمیل و تلفنی در ارتباط هستند. این موارد همه بیانگر علاقه ی آن ها به گفتار مبلغ و جذابیت سخنان او است. یکی از رابطین ما در شورای محل به ما اطلاع داد که گروه تبلیغی شما در این چهار سال که فعالیت دارد تا به حال از هیچ ارگان نظارتی تذکر و نکته ایی نداشته است. یعنی گروه خوب پیش می رود یعنی در مدارس چالش و تنش درست نکرده است. کیفیت این است که مسئول تبلیغات شهرستان تالش امسال در جلسه اعلام می کند که: بنده اعتراف می کنم گروه تبلیغی جهادی حضرت علی اصغر(ع) کاری کرده که ارتباط بچه ها با روحانی های بومی بهتر باشد. او می گفت: من به وضوح می بینم که تیکه هایی که قبلا می انداختند کمتر شده ، جسارت هایی که قبلا می شد کمتر شده است. کیفیت غیر از این نیست. آیا کیفیت غیر از این است که از اهل سنت سال پیش هشت نفر و امسال چهارده نفر شیعه شدند . یعنی حرف هایی که از مبلغین می شنوند قانع کننده است . این آمار رسمی خودمان است یعنی می آیند به ما می گویند که شیعه شده اند. ما کتاب می دهیم مفاتیح می دهیم اما این بحث محرمانه است. چون 45 درصد اهالی شهرستان تالش اهل سنت هستند و بخشی هم سلفی هستند لذا چون آزار و اذیت آنها و حتی کشتن آنها برای ما محرز شده در بسیاری از موارد اعلام نمی کنیم.خب این ها حاصل زحمات خود مبلغین است.
به نظر شما امر تبلیغ برای طلبه یک واجب شرعی است؟
واجب شرعی اش را که من نمی توانم تعیین کنم چون مرجع تقلید نیستم. واجب از این لحاظ که ضرورت یک طلبه است در هر جایی که هست تبلیغ کند. کاش می شد ایام محرم حوزه های علمیه تعطیل می شدند. طلبه ها می رفتند شهرستان، پیش پدر و مادرشان ،بین مردم می چرخیدند. این ها اگر بروند بین مردم خیلی از بدعت ها از بین می رود. از آن ها سوال می کنند و جلوی بسیاری از انحرافات گرفته می شود. اصلا نباید توی این ایام درس باشد باید طلبه ها را رها کنیم بروند.
الآن در جامعه ی ما حضور طلبه ها خیلی مثمر ثمر است . متاسفانه در ایام دهه محرم که اوج معارف اهل بیت است ما می بینیم میدان خالی است . فقط یک عده ایی زحمت می کشند و در دهه به تبلیغ می روند. یک موقع این هدف فردی است یک وقت هدف حوزه های علمیه هم هست. ما اینجا برای حوزه های علمیه بما هو حوزه علمیه هدف تعیین نکردیم ، درایام دهه محرم هدف حوزه های علمیه چیست؟ باید حوزه در این ماه برای خودش هدفی را معین کند و با بستن در مدارس، طلبه ها را بطور غیر رسمی به محیط زندگی شان اعزام کند. باید درد دل مردم را شنید. اصلا اطلاعاتی که از مردم می گیرند بینشی را در آن ها ایجاد می کند که به مراتب مهم تر از آن چند صفحه ایی است که در ایام درسی محرم می خوانند اصل حضور طلاب ارزش بالایی دارد. به عنوان مثال همین شبهاتی که بین مردم هست را می شنوند. طلبه ایی که این جا نشسته و از فضا کلی جامعه خبر ندارد چگونه به این شبهات پی می برد؟ تازه آن موقع است که پی می برد این دروسی که خوانده چقدر می تواند پاسخ این پرسش ها را فراهم کندگاهی نقاط ضعف خود را می بیند. این نیاز جامعه است. اهل سنت در تالش زندگی می کنند. ما بعد از انقلاب مشاهده کردیم ایشان که شافعی مذهب هستند و محبت اهل بیت (ع)در دلهایشان هست از قم روحانی دعوت می کنند ولی امروز متاسفانه حتی در ایام محرم هم ما آنجا حضور نداریم. روحانی بومی هم متاسفانه فعالیت جدی نمی کند و جذابیت ندارد. یک نماز میت می خواند یک عقدی می خواند و می رود. اما آنها مشغول فعالیت هستند درصد بالایی از اهل سنت را سلفی کرده اند حالا بماند شیعیان ما هم سلفی شدند. البته تعدادشان خیلی کم است سنی شدن آن ها بیشتر بخاطر مسائل مالی است و تاثیری در اعتقاداتشان ندارد.
به نظرتان چه پایه ایی برای شروع امر تبلیغ مناسب است؟
قبل از ورود به پاسخ این سوال ، باید گفت تبلیغ امر لاینفک یک طلبه می باشد. بر اساس تجربیاتی که الان نه از تبلیغ بلکه از خود طلبگی داریم پایه ی سوم مناسب است. به نظر من حوزه ی علمیه باید طلبه هایش را همگام با دروس حوزوی مبلغ هم بار بیاورد نه امر تبلیغ مقدم بر طلبگی است نه طلبگی مقدم بر تبلیغ است. مبلغ یعنی همان طلبه. از همان سال باید شروع کنیم. من یک تناقضی را از حوزه برایتان بگویم که وقتی یک طلبه می خواهد وارد عرصه ی تبلیغ بشود از همان ابتدا وارد دفتر تبلیغات می شود پرونده تشکیل می دهد و از او مصاحبه می گیرند . این مصاحبه چه معنایی دارد؟ وقتی بخش قابل توجهی از طلاب در آن رد می شوند چرا زنگ خطری برای حوزه به صدا در نمی آید؟ پس هدف از این مصاحبه چه بود؟ چه اتفاقی افتاده است که طلبه نتوانسته به این سوالات ابتدایی هم پاسخ دهد. اگر واقعا با طلبه در این سطح خوب کار نشده باید بررسی شود و رسیدگی کنند. چرا در این مصاحبه طلبه ها قبول نمی شوند. می خواهم بگویم حوزه ی علمیه باید به قدری طلبه ها را رصد کند تا وقتی که طلبه را در عرصه تبلیغ وارد می کند خیالش راحت باشد. شاید بگویند صد در صد نمی توانیم خب اشکالی ندارد لا اقل 70 درصد را انجام دهیم 50 درصد را . متاسفانه این مشکل را ما داریم لذا بنده معتقدم از همان پایه سوم طلبه باید تخصصا مراحل تبلیغ را بگذراند. مثلا احکام را چرا تنها در پایه اول قرار دادیم؟ دانش آموزی که هنوز ورودش به حوزه تثبیت نشده احکام می خواند اما پایه سوم به بعد که تثبیت شده اند و می خواهند وارد عرصه ی اجتماع بشوند در متن درسی آن ها هیچ احکامی وجود ندارد. چرا احکامی که برای پایه اول قرار دادیم فتاوای حضرت امام خمینی (ره) است دیگر کسی نمی تواند از امام تقلید بکند. بلکه باید مسائل مبتلابه را بیان کنیم نمی خواهم برنامه های حوزه را نقد کنم، اگر ما عرصه تبلیغ را از پایه سوم برای دوستان بگذاریم می توانیم دروس احکام و دروس مورد نیاز تبلیغ رو هم به صورت حرفه ایی وارد ذهن آن ها کنیم.
به نظرتون علاوه بر مورد احکام که فرمودید دیگر چه مواردی را طلبه برای تبلیغ داشته باشد؟
آنچیزی که از اساتید خود یادگرفتیم این است که هر طلبه ایی باید دو ویژگی را داشته باشد اول تقوا و دوم علمیت است، اما در جامعه ی امروزی ما یک چیز دیگری را هم باید به آن اضافه کنیم و آن هم جذابیت است که گروه تبلیغی حضرت علی اصغر (ع) بیشتر در این زمینه کار می کند. سال پیش یک طلبه ی پایه چهارم داشتیم که اتفاقا جذب خوبی هم داشت، امسال هم او را بردیم اما مواردی بوده طلبه درس خارج خوان که یک نفر را هم جذب نکرده است. دانش آموز امروزی و جوان امروز ما از ما وقت می خواهد. بگذارید یک نکته ی ظریف به شما بگویم. ظهر عاشورا در مسجدی جوانی به من گفت می شود به این حاج آقا بگویید. لپ تاپش را جمع کند. ظهر عاشورا که همه بر سر وصورت می زنند یکی مفاتیح می خواند یکی تعزیه می خواند یکی سینه می زند این آقا لپ تاپ را باز کرده و تحقیق می کند! در این یک لحظه چه تحقیقی می توان انجام داد؟! در صورتی که بزرگان همه کار خود را تعطیل کرده اند. به این می گویند بی تدبیری. من به او گفتم این کار درستی نیست، صلاح نیست. به من گفت: ما که نباید رنگ مردمی به خود بگیریم. حالا مگه کار شما رنگ خدایی دارد؟! باید با مردم بود بعضی ها هم آنقدر با مردم مانوس می شوند که شوخی های آنچنانی می کنند. باز هم مردم ناراحت می شوند. حد رو باید حفظ کرد. درد دل های این جوانان را باید شنید. من عید فطر از منبر پایین آمدم جوانی آمد و به من گفت شما سی روز برای ما صحبت کردید اما یک بار نپرسیدید در این روستا چند نفر گرسنه هستند؟ ما هم رفتیم و متوجه شدیم که چندین خانواده شب چیزی برای خوردن نداشتند که حتی افطار کنند. ببینید مردم چه ظرافت و دقتی دارند. اینها خیلی مهم است. با تمام موارد فوق خواستیم بگوئیم نباید در امر تبلیغ خود را جدابافته مردم بدانیم باید در عزاداری ها مردمی شویم در بین مردم باشیم مردم احساس نکنند ما از آنها جدا هستیم .
به نظرتون چه راههای برای جذب وجود دارد؟
از راه هایی که میتوانیم جذب کنیم آشنایی با تکنولوژی جدید است. نرم افزارهایی که نیاز است مثل وُرد و فتوشاپ و یا استفاده از اینترنت و چت کردن و ... . طلبه حداقل باید یک ایمیل داشته باشد. این ها روش جذب است. وقتی می خواهید با یک جوان ارتباط برقرار کنید باید چیزهایی از این قبیل را بلد باشید. مثلا آمار آخرین فیلم ها را بدانید ولو این که نمی بینید مثلا هالیوود چه فیلم هایی را ساخته است؟ یک بار کسی از من سوال کرد فلان بازی را دیدید؟ گفتم: نه. گفت: حاج آقا فلان فیلم را دیده اید؟ گفتم: ندیدم. گفت: حاج آقا آپدیت نیستید. این خیلی طعنه ی بدی است. یعنی شما که آخوند هستید خبر ندارید. نمی خواهم بگویم همه چیز را باید بلد باشیم اما یک گزارش از این موارد می توانیم داشته باشیم. حداقل کار این است که اگر نمی بینیم اظهار بی اطلاعی نکنیم.
از راه های دیگر محبت کردن به مخاطبین است و همچنین وقت زیادی در محل تبلیغ چه مسجد و چه مدرس برایشان گذاشته شود . یعنی زمان با جوانان بودن زیاد باشد که فرصت انحراف پیدا نکند .
به نظرتون با وجود پیشرفت ابزار در حوزه ی ارتباطات همچنان منبر برای تبلیغ مفید است؟
یک جمله ی خیلی خوبی از مقام معظم رهبری شنیدم که فرمودند: هیچ چیز مانند منبر نمی شود. یعنی فیس بوک هم خوب است فضای مجازی هم خوب است ولی هیج کدام از آن ها جای ارتباط چهره به چهره و رو در رو را نمی گیرد یعنی مرتبه ی اول تبلیغ چهره به چهره به این معنا که نفوس با یک دیگر ارتباط داشته باشند. گاهی یک روحانی می نشیند با حوصله با دو جوان صحبت می کند و پاکی قلب و نفسش به آن ها منتقل می شود و گاهی هم در فضای مجازی است و فقط تایپ می کند. همین تاثیر گذاری که منبر دارد در کلاس داری هم وجود دارد. البته این معنای نبودن آن ها نیست ، برای همین گروه حضرت علی اصغر(ع) در حال حاضر درصدد طراحی سایت اختصاصی هست اما نباید منجر به خانه نشینی طلبه برای تبلیغ بشود. تبلیغ یک امر ذو مراتب است بنا بر سخنان رهبری تبلیغ در منبر و در کلاس بصورت چهره به چهره مرتبه اول است سپس بقیه موارد در مراتب پایین تر. گاهی یک روحانی با لباس می رود و یک دانش آموز را بغل می کند این کار باعث می شود انرژی مثبت شما به این شخص به جسم و روحش اثر کند و حالش را عوض کند. یک احساس شعفی در او پیدا می شود که خودش هم نمی تواند توصیفش کند. یک روز در مسجد یک مداح جوانی آمد، خیلی خوب مداحی می کرد من کاری نکردم فقط بعد از مداحی بغلش کردم و پیشانی اش را بوسیدم. آن قدر این جوان دبیرستانی لذت برده بود که دسته که براه افتاد به من گفت حاج آقا می خواهم این جا یک چیز خوب براتون بخوانم. ببینید چقدر اثر گذاشته است برخلاف تلفن و ... .
ممنون که زحمت کشیدید و وقتتون رو به ما دادید نکته ی پایانی اگر مدنظرتون هست پیرامون گروه بفرمایید.
گروه تبلیغی حضرت علی اصغر با حمایت مدرسه علمیه صدوقی فاز 5 و حاج آقای رفیعی و حاج آقای فنایی که واقعا زحمت کشیدند و به ما مشورت می دادند و کمک مالی کردند شکل گرفت. نکته اصلی و مهم در این گروه ،جهادی بودنش است. تا وقتی ما روحیه ی جهادی را در خودمان زنده نکنیم امر تبلیغ هم محقق نمی شود.
از شما هم خیلی تشکر می کنم که وقت گذاشتید.
- ۹۲/۰۹/۰۵